
تنسی ویلیامز در عرصۀ ادبیات نمایشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است به گونه ای که حتی برخی از منتقدان برجستۀ جهان او را غول نمایشنامه نویسی قرن بیستم و یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا قلمداد کرده اند، چنان که در سال 1955 موفق شد با نمایشنامۀ «گربه روی شیروانی داغ» برندۀ دومین جایزۀ بزرگ ادبی جهان بعد از نوبل یعنی جایزۀ پولیتزر شود. او از اواخر دهۀ چهل میلادی نمایشنامه هایش را عرضه کرد و شانس آن را داشت که در همان آغاز کار شناخته و مطرح شود. دلیل این موفقیت را در خود نمایشنامه ها می توان جست و جو کرد. ویلیامز در نخستین متن های نمایشی اش انسان هایی را به عنوان شخصیت های اصلی به دنیای تئاتر وارد کرد که بسیاری از نمایشنامه نویسان هم دوران او جرأتش را نداشتند، زیرا گمان می کردند تماشاگران آمریکایی که معمولاً از طبقۀ متوسط و حتی مرفه بودند، رغبتی به تماشای زندگی آن اشخاص نشان نخواهند داد. او با جسارت ها و ساختارشکنی هایی که در این عرصه از خود بروز داد موفق شد تا خون تازه ای را در رگ های تئاتر آمریکا تزریق کند و در بسیاری از موارد یک سر و گردن بالاتر از دیگران قرار گیرد. با توجه به علاقۀ وافری که از دیرباز به آثار وی داشته ام و با مطالعۀ اکثر نمایشنامه هایش، متوجه شدم که تنها اثر
ترجمه نشدۀ او همین نمایشنامۀ حاضر می باشد که حال به هر دلیلی هنوز به فارسی برگردانده نشده است. چنین شد که بی درنگ تصمیم به ترجمه گرفتم. برادرم از خارج کشور متن را تهیه کرده فرستاد و کار آغاز شد. ویلیامز در این نمایشنامه ماجرای دو دختر جوان را روایت می کند که در آپارتمانی اجاره ای در شهر سنت لوئیس ایالت میزوری آمریکا زندگی می کنند. ماجرا در اواخر دهۀ سی میلادی اتفاق می افتد، ماجرایی که مض تئاتر و سینما...
ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 1:08